ninie nadashte

اردوی مامان

سلام نفسم جونم واست بگه دیروز مامانی با همکاراش رفته بود کردان نمیدونی چقد خوش گذشت چه آب و هوایی بود تازه کلی هم توی رودخونه که آبشم خیلی سرد بود آب بازی کردیم جای تو و بابایی خالی ایشالا وقتی اومدی با بابایی جون میریم و حسابی خوش میگذرونیم خوب دیگه شیطونکم مامانی بره به کاراش برسه بوسسسسسسسسس ...
29 خرداد 1392

سلام نی نی جونم

امروز بعد کلی سفارش و آموزش فاطمه جونم اومدم تا تو وبلاگی که واسم درست کرده بنویسم اما بازم نمیدونم چی باید بنویسم آخه میدونی من از بچگیم نوشتن انشاء و خاطره رو دوست نداشتم بین خودمون باشه هاااااا جونم واست بگه نفسم  مامانی الان داره درس میخونه و  اگه خدا بخواد ابان و اذر زودی یه فرشته نازو به من و بابایی هدیه بده  نمیدونی که بابایی چه قدر ذوق داره که تو فرشته ناز زودتر بیای تو زندگیمون ایشالا اون موقع خودتو واسمون لوس نکنی و زود بیایی خوب مامانی واسه امروز بسه دیگه باشه مامانی بره بازم فکر کنه که دیگه واست چی بنویسه فعلا بای بای   ...
21 خرداد 1392

امان از دست مامانی

سلام به روی ماهت مامانی یکم سرش شلوغه و وقت نمیکنه تند تند بیاد واست از کاراش بگه آخه نمیدونی که یه عالمه امتحان داره و باید زودی این 2 ترمم تموم کنه تا  با خیاله راحت بتونه وقتی اومدی از تو فرشته ناز مراقبت کنه  عشقم بعضی چیزایی که میگم باید  بین خودمون باشه و قول بدی که  تو هم بعدنا ازاین کارای مامانی یاد نگیری باشههههههههههه باید اعتراف کنم  که اینروزا به جای درس خوندن بفکر اینم که با مامانه رستم جونم چه جوری تقلب کنیم تا این واحدام پاس بشه (وای وای چه کار بدییییییییی)   گلگلکم مامی بره درس بخونه یکم تازه الانم دارم کلی خجالت میکشم سعی میکنم زود زود بیام تا بعد بوسسسسسس...
21 خرداد 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ninie nadashte می باشد